Document Type : Original Article
Highlights
|
|
MILD combustion has emerged as a promising technology for achieving uniform temperature distribution, reduced pollutant formation, and improved thermal efficiency in industrial reheating furnaces. However, the performance of different burner geometries under MILD conditions—particularly in full-scale steel‑heating scenarios—has not been adequately characterized. In this study, the thermal behavior of three burner configurations, namely a co‑flow axial burner, a swirl burner, and a perforated lining burner, was experimentally investigated in a laboratory-scale MILD furnace developed at Tarbiat Modares University. The primary objective was to compare the capability of these burners in providing stable and uniform heating for steel ingots, as well as to assess the furnace heat-up time required to reach an initial target temperature of 600 °C as a common operational benchmark. Results indicate that the swirl burner provides the most uniform temperature field and the lowest spatial temperature gradient, demonstrating superior mixing and enhanced internal recirculation. In contrast, the perforated lining burner exhibits the fastest heating rate, reaching the target temperature in approximately 153 minutes, though with high local temperature oxidations. The co‑flow axial burner delivers moderate uniformity and heating performance. Overall, the findings indicate that burner type plays a critical role in combustion stability, thermal uniformity, and furnace start-up time in MILD combustion systems, with the swirling burner exhibiting superior reliability and operational stability under high-temperature conditions.
عملیات حرارتی فولاد یکی از ارکان حیاتی زنجیره تأمین صنعتی و توسعه اقتصادی به شمار میرود؛ بهگونهای که فولاد با تولید سالانه حدود 1٫9 میلیارد تن، بهعنوان سومین ماده حجیم پرمصرف در جهان شناخته میشود [1]. تنوع کاربرد و دوام بالای فولاد، آن را به عنصری ضروری در طیف گستردهای از حوزهها از جمله زیرساخت، حملونقل، ماشینآلات و ساختمانسازی تبدیل کرده است. در این میان، کورههای بازگرم فولاد نقش محوری در صنعت فولاد ایفا میکنند و دمای بهینه را برای فرآیندهای فورجینگ و عملیات تولیدی فراهم میسازند.
تحقیقات گستردهای به منظور ارتقای عملکرد حرارتی کورههای بازگرم فولاد و همزمان توجه به ملاحظات مهم حرارتی و زیستمحیطی انجام شده است. به طور مشخص، کوره باید دو الزام اساسی حرارتی را تضمین کند [2-4]. برآوردهسازی همزمان این الزامات باید بهگونهای باشد که خواص مطلوب متالورژیکی حفظ شود، مصرف سوخت به حداقل برسد و انتشار آلایندهها بهطور مؤثر کنترل شود. علاوهبر این، کنترل اکسیداسیون فولاد در دماهای بالا همچنان یکی از چالشهای اساسی در طراحی به شمار میآید.
پژوهشهای متعددی تاکنون با هدف بهبود عملکرد حرارتی کورههای بازگرم فولاد انجام شده است. در این مطالعات، راهبردهای گوناگونی مورد بررسی قرار گرفتهاند؛ از جمله میتوان بهکارگیری احتراق غنی از اکسیژن [5، 6]، استفاده از مخلوطهای زیستگاز–گاز طبیعی [5]، تغییر در شرایط ترموفیزیکی دیواره کوره [6]، اعمال دمای اولیه متفاوت برای نواحی پیشگرمایش، گرمایش و پخت [7] و نیز اصلاح پیکربندی ورودیهای سوخت و هوا [8-10] اشاره کرد. از این رو، استفاده از رژیم احتراق MILD (احتراق با رقیقسازی کماکسیژن در شدت یا دمای متوسط و بالا) بهعنوان رویکردی پیشرفته میتواند راهکاری مؤثر برای غلبه بر چالشهای حرارتی موجود و برآوردهسازی الزامات عملکردی کورههای صنعتی محسوب شود [11].
رژیم احتراق MILD بهعنوان یکی از دستاوردهای نوین در حوزه احتراق، مزایای چشمگیری را بهویژه از طریق بازگشت گسترده گازهای داغ فراهم میکند. این مزایا شامل افزایش بازده حرارتی، کاهش غلظت اکسیژن در ناحیه احتراق، و کاهش قابلتوجه آلایندهها است[14، 15]، ؛ ویژگیهایی که این رژیم را برای کاربرد در کورههای صنعتی عملیات حرارتی بهویژه مناسب میسازد. در سالهای اخیر، پژوهشهای متعددی بر روی شرایط ورودی و خروجی [12, 13]، شرایط مشعل [9, 14]، اعمال نیروهای خارجی [15, 16] و نیز اصلاح هندسه کوره انجام شده است تا کیفیت احتراق بدون شعله ارتقا یافته، انتشار آلایندهها کاهش یابد و توزیع دما درون کوره یکنواختتر شود. تحقق کامل این مزایا بهشدت به هندسه مشعل، الگوی اختلاط سوخت و اکسیدکننده و شرایط جریان درون کوره وابسته است.
با این حال، بر اساس دانش نویسندگان، تاکنون مطالعه جامعی که عملکرد مشعلهای مختلف را در مرحله راهاندازی کوره احتراق بدون شعله بهصورت تطبیقی بررسی کرده باشد، گزارش نشده است و در این زمینه یک خلأ پژوهشی قابلتوجه وجود دارد. زمان راهاندازی کوره تا رسیدن به شرایط پایا یکی از متغیرهای کلیدی در طراحی مشعل برای کورههای صنعتی گرمایش قطعات فولادی است. این زمان تأثیر مستقیمی بر عملکرد اقتصادی و بهرهبرداری کوره دارد، بهویژه در مواردی که راهاندازیهای مکرر یا دورههای کاری کوتاهمدت مورد نیاز است.
با وجود این، برخی پژوهشها تنها زمان راهاندازی کوره احتراق بدون شعله با مشعل مورد نظر خود را گزارش کردهاند، بدون آنکه آن را با سایر آرایشهای مشعل مقایسه کنند. برای نمونه، تیان و همکاران [17] از دو مشعل چرخشی بهطور همزمان استفاده کردند و توان این دو مشعل را طی فرایند گرمایش از ۶ کیلووات به ۱۰ کیلووات افزایش دادند. آنها گزارش کردند که زمان رسیدن دمای کوره به حدود ۵ دقیقه و زمان دستیابی به شرایط MILD در دمای برابر با ۸۸ دقیقه بوده است.
همچنین در کوره MILD دانشگاه آدلاید که با یک مشعل غیرپیشآمیخته محوری با توان ۱۵ کیلووات کار میکرد، زمان گرمکردن حدود 5/1 ساعت گزارش شد [18]. در همان کوره و با بهکارگیری مشعلهای تکجت و چندجت موازی، این زمان به حدود ۲ تا ۳ ساعت افزایش یافت [19, 20]. علاوه بر این، استفاده از مشعل مشابه مشعل دانشگاه آدلاید در یک کوره چینی منجر به افزایش زمان دستیابی به MILD تا حدود ۶ ساعت شد [21, 22]. در پژوهشی دیگر نیز، برای احتراق زغالسنگ تحت شرایط MILD با توان ۶۰ کیلووات، زمان گرمکردن حدود ۲ ساعت ثبت شد [23, 24]. جمعبندی این مطالعات نشان میدهد که زمان راهاندازی و دستیابی به حالت پایدار بهطور مستقیم به نوع مشعل، هندسه کوره و ویژگیهای عایقکاری وابسته است و نمیتوان یک مقدار عمومی برای همه سامانهها در نظر گرفت.
در پرتو این خلأ پژوهشی، هدف این مقاله بررسی آزمایشگاهی و مقایسهای عملکرد سه نوع مشعل جریان همسو محوری، چرخشی و خطی سوراخدار در یک کوره احتراق بدون شعله بهمنظور گرمایش قطعات فولادی است. بهمنظور ایجاد یک معیار کمی و قابل اتکا برای مقایسه عملکرد حرارتی مشعلها، زمان گرمایش کوره تا رسیدن به دمای 550 بهعنوان شاخص اصلی ارزیابی در نظر گرفته شده است. لازم به ذکر است که هدف اولیه ۶۰۰ درجه بود اما با توجه به شکست مشعل خطی، مقایسه در دمای ۵۵۰ درجه انجام شد. این آزمایشها در کوره آزمایشگاهی طراحی و ساختهشده در آزمایشگاه ملی احتراق دانشگاه تربیت مدرس انجام میشوند تا شرایط یکسان و کنترلشده برای مقایسه دقیق فراهم شود.
نوآوری این پژوهش در ارائه یک ارزیابی جامع از عملکرد مشعلها نهتنها از منظر پایداری شعله و الگوی انتقال حرارت، بلکه از دیدگاه زمان راهاندازی کوره است. مقایسه سیستماتیک این سه آرایش مشعل در یک بستر آزمایشگاهی واحد، امکان شناسایی مزایا و محدودیتهای هر یک را فراهم کرده و یافتههای این مطالعه میتواند بهعنوان مبنایی کاربردی برای انتخاب و بهینهسازی طراحی مشعل در کورههای صنعتی گرمایش فولاد، با هدف کاهش زمان راهاندازی، بهبود بازده حرارتی و افزایش یکنواختی دما مورد استفاده قرار گیرد.
در ادامه، ابتدا کوره آزمایشگاهی و مشخصات مشعلها معرفی میشود، سپس نتایج آزمایشها ارائه و مقایسه شده و در پایان جمعبندی و نتیجهگیری ارائه میشود.
کوره احتراق بدون شعله گرمایش قطعات فولادی در مقیاس آزمایشگاهی
شکل 1، نمایی از پیکربندی نهایی کوره آزمایشگاهی توسعهیافته برای پیشگرمایش قطعات فولادی تحت شرایط احتراق بدون شعله را نشان میدهد. کورههای فولاد به دو گونه در صنعت وجود دارند. یک نوع از کورههای فولاد، فرآیند ذوب و گرمایش فولاد بر روی ریلهایی انجام میشود [25, 26]. در نوع دیگر، فولاد را در کوره قرار میدهند، فولاد را تا نزدیک دمای ذوب آن گرم میکنند (معمولا حدود ) و سپس از کوره خارج میکنند. تعداد قطعات فولاد در نوع ریلی میتواند دهها قطعه باشد ولی تعداد آنان در نوع ثابت محدود و خیلی کمتر است. زمان ماندن قطعات فولادی به کیفیت مطلوب گرمایش و مشخصات فیزیک حرارتی و ابعادی قطعات ارتباط دارد [27]. در پژوهش حاضر، تمرکز بر کورههای ثابت است.
این کوره بر اساس یک طراحی مکانیکی دقیق و با اتکا به مدل هندسی بهینهشده و الزامات عملکردی تعریفشده در آزمایشگاه ملی احتراق دانشگاه تربیت مدرس [28] ساخته شده است. نسخه صنعتی این کوره، که نمونههایی از آن در صنعت فولاد از جمله در کورههای شرکت ماشینسازی اراک بهکار گرفته شده است، با توان نامی حدود ۶٫۹۷ مگاوات برای گرمایش ۹ شمش فولادی تا دمای حدود گرم فعالیت میکنند. این مشخصات بهعنوان مبنای اصلی تعیین الزامات طراحی نسخه آزمایشگاهی در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت.
در طراحی بستر آزمون کوره، ملاحظاتی نظیر پایداری حرارتی، یکپارچگی سازهای، سهولت بهرهبرداری و امکان نصب تجهیزات اندازهگیری و پایش فرآیند بهدقت مدنظر قرار گرفته است. همچنین، بهمنظور دستیابی به شرایط احتراق MILD در کاربردهای پیشگرمایش قطعات فولادی، آرایش ورودیها و خروجیهای کوره بر اساس نتایج مطالعات پیشین، شامل بهینهسازی توزیع و تزریق سوخت، تعیین موقعیت درگاههای خروجی و تنظیم قطر خروجی و نسبت معادل، پیادهسازی شده است که جزئیات آن در مراجع [12, 13] ارائه شده است.
در این طرح، ضمن حفظ هندسه بهدستآمده از شبیهسازیها، ملاحظات عملی همچون دوام حرارتی، سهولت تعمیر و نگهداری، ایمنی اپراتور و امکان دسترسی مناسب به تجهیزات آزمون نیز بهطور ویژه مورد توجه قرار گرفته است. ساختار کلی کوره بهگونهای انتخاب شده است که بتواند دامنه گستردهای از بارهای حرارتی و نسبتهای همارزی را پوشش دهد و شرایط لازم برای ارزیابی تجربی عملکرد مشعلهای جریان همسو محوری، چرخشی و خطی سوراخدار را در رژیمهای احتراق شعلهای و احتراق MILD فراهم سازد. همانگونه که در شکل 1 مشاهده میشود، سامانه آزمایشگاهی نهایی کاملاً با اهداف پژوهش همخوانی داشته و آماده انجام آزمونهای پیشگرمایش قطعات فولادی در سناریوهای مختلف عملیاتی است.
|
|
|
Figure 1 - Flameless steel heat treatment furnace in lab-scale |
|
شکل 1- کوره احتراق بدون شعله گرمایش قطعات فولاد در مقیاس آزمایشگاهی |
ابعاد واقعی و مقیاسشده فضای داخلی طرح نهایی کوره توسعهیافته (بدون عایقها) برای ارزیابی احتراق MILD در شکل 2 ارائه شده است. ورودیهای هوا و سوخت نمایش داده شده در این شکل مربوط به آرایش نهایی کوره در حالت MILD هستند. با این حال، در چارچوب پژوهش حاضر که به بررسی عملکرد مشعلهای مورد استفاده در فرایند پیشگرمایش کوره اختصاص دارد، از چهار ورودی هوای جانبی کوره استفاده نشده و جریان هوای احتراقی صرفاً از طریق ورودی هر یک از مشعلها تأمین میشود. کوره صنعتی مرجع شامل 9 شمش فولادی با مجموع جرم 28 تن است که در آرایشی مشخص قرار گرفتهاند؛ در نسخه مقیاسشده مورد استفاده برای مطالعه احتراق MILD، این 9 شمش در یک ردیف و با فاصله یکنواخت 20 میلیمتر چیدمان شدهاند تا شرایط هندسی مناسب برای ارزیابی تجربی مشعلها فراهم شود.
|
|
|
Figure 2 - Schematic and dimensions of inside the flameless steel heat treatment furnace in lab-scale |
|
شکل 2- طرحواره و ابعاد داخلی کوره احتراق بدون شعله گرمایش قطعات فولاد در مقیاس آزمایشگاهی |
بهمنظور انجام آزمونهای تجربی متعدد با هزینه کمتر و فراهم کردن امکان ارزیابی دقیق مشعلها در شرایط کنترلشده، نسخه صنعتی کوره به یک مدل مقیاسشده با توان حرارتی 10 کیلووات تبدیل شد، در حالیکه ویژگیهای عملیاتی اصلی آن حفظ شده است. این مدل کوچکمقیاس، مبنای انجام آزمایشهای این پژوهش قرار گرفته و امکان بررسی رفتار حرارتی کوره و عملکرد مشعلها را در رژیم احتراق بدون شعله فراهم میکند.
مطالعات مختلفی به بررسی روشهای مقیاسگذاری کورهها برای انتقال از مقیاس آزمایشگاهی به کاربردهای صنعتی پرداختهاند. وبر [29] یک مشعل زغالسنگ را از ۷ کیلووات به ۱۴ مگاوات مقیاسگذاری کرد، در حالی که اسمارت و همکاران [30] از مشعلهایی با توان ۲٫۵ و ۲۵ مگاوات استفاده کردند و تأیید نمودند که روش زمان اقامت ثابت[1] (CRT) بهطور مؤثری میتواند انتشار آلاینده NOx را در مقیاسهای مختلف پیشبینی کند. بهطور مشابه، سوکسام و چارونسوک [31] یک محفظه احتراق MILD را از ۵۸۰ کیلووات به ۵٫۸ مگاوات مقیاسگذاری کردند. در تکنولوژی احتراق بدون شعله، بازچرخشی گازهای داغ احتراقی اهمیت بیشتری نسبت به دیگر متغیرها دارد؛ بنابراین، زمان ماندن محصولات در کوره باید در مقیاس آزمایشگاهی و مقیاس صنعتی برابر باشد. با توجه به این یافتهها، روش زمان ماند ثابت بهعنوان مناسبترین روش برای مقیاسگذاری کورههای احتراق MILD معرفی میشود، همانگونه که در معادله (1)[32] بیان شده است. در روابط زیر، مقیاس آزمایشگاهی با LS و مقیاس واقعی با RS نمایش داده شده است.
|
(1) |
|
در این رابطه، L طول کوره، U سرعت مخلوط، و P توان حرارتی هستند. S ضریب مقیاس است. بر اساس اطلاعات رسیده از شرکت محترم ماشینسازی اراک، کوره 60 تنی گرمایش فولاد دارای ظرفیت 7 مگاواتی است. همچنین، ظرفیت اولیه هدف نیز بر اساس کورههای متداول احتراق بدون شعله برابر 10 کیلووات در نظر گرفته شده است. لذا، با استفاده از روش زمان باقیمانده ثابت، نسبت مقیاس به ۱ بدست آمد. بر این اساس، ابعاد اصلی و مقیاس شده کوره مطابق جدول 1 است.
جدول 1-ابعاد کوره ۶۰ تنی گرمایش فولاد شرکت ماشینسازی به همراه ابعاد مقیاس شده
Table 1- Dimensions of industrial steel heat treatment furnace of the Machinsazi Company along with its lab-scaled dimensions
|
Item |
Real Dims |
Scaled Dims |
|
Power (kW) |
|
10 |
|
Scaling Coefficient |
|
1 |
|
Furnace Length (mm) |
8150 |
919 |
|
Furnace Width (mm) |
4550 |
513 |
|
Furnace Height (mm) |
2600 |
293 |
بهمنظور تأمین پایداری حرارتی و حداقلسازی اتلاف انرژی در کوره آزمایشگاهی، یک ساختار چندلایه عایق برای دیوارها و سقف کوره طراحی و اجرا شد. آرایش نهایی لایهها، که در شکل 3 نمایش داده شده است، شامل چهار لایه عایق حرارتی با ویژگیهای مکمل است. برای دیوار کوره، دو لایه ابتدایی از کوردیریت–موالیت (هر یک با ضخامت ۲۵ میلیمتر) بهعنوان سد حرارتی اولیه و تقویتکننده استحکام مکانیکی بهکار گرفته شدهاند. لایه سوم از آجر سبک نسوز به ضخامت ۴۰ میلیمتر وظیفه اصلی عایقکاری در دماهای بالا را بر عهده دارد. در لایه چهارم، یک لایه ۳۰ میلیمتری از پرلیتاژ شمس مواد سازگار جهت افزایش پایداری سازهای و کاهش اتلاف حرارت استفاده شده است. مجموعه این لایهها با پوشش فلزی خارجی از ورق فولادی تکمیل شده و ضخامت کل عایقکاری را به ۱۲۰ میلیمتر میرساند. این ساختار عایقبندی بهگونهای طراحی شده است که دمای سطح خارجی کوره را در شرایط کاری تا دمای در محدودهای کمتر از حفظ کند.
برای سقف نیز از این چهار لایه استفاده شدهاست:
1) لایه داخلی از آلومینا (۲۰ میلیمتر) با مقاومت حرارتی بالا و ضریب هدایت حرارتی بین و
2) لایه دوم از کوردیریت موالیت (۲۵ میلیمتر) با عایقکاری حرارتی و ضریب هدایت حرارتی بین ،
3) لایه سوم از آجر سفید سبک (۴۰ میلیمتر) برای بهبود کارایی حرارتی با ضریب هدایت حرارتی بین ،
4) لایه چهارم از پرلیتاژ سنگین شمس مواد سازگار (۳۰ میلیمتر) برای استحکام مکانیکی و کاهش اتلاف حرارت و ضریب هدایت حرارتی .