سوخت و احتراق

سوخت و احتراق

بررسی تأثیر چینش های ورودی های هوا و سوخت بر عملکرد کوره احتراق بدون شعله

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشکده مهندسی مکانیک، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 تربیت مدرس مهندسی مکانیک
چکیده
هدف از این مطالعه، بررسی شرایط حاکم بر یک کوره‌ی احتراق بدون شعله‌ی سوخت گاز طبیعی است. در این مقاله با تغییر چینش و فواصل چهار ورودی متقارن هوا از ورودی سوخت مرکزی، تغییرات ایجاد شده در پارامترهای مهم احتراق بدون شعله ایجاد شده در این رژیم احتراقی بررسی می­شود. از مدل مفهوم اتلاف گردابه با تصحیح ضرایب، جهت مدل‌سازی احتراق با سینتیک شیمیایی کاهش یافته DRM22 استفاده شده است. دو آرایش متقارن با شکل های "ضربدر" و "بعلاوه" برای به حداقل رساندن فضای مرده در کوره برای ورودی­های هوا تعیین شد. حد پایین فاصله­ی ورودی هوا و سوخت با توجه به محدودیت ساخت 12 میلی‌متر و حد بالای این فاصله در شبیه‌سازی، 36 میلی‌متر فرض شد. در هندسه پیشنهادی در این مطالعه، ضریب بازچرخانی نسبت به کوره پایه 6/2 برابر شده است. همچنین دمای بیشینه 5% و اختلاف دمای بیشینه و میانگین 77 کلوین نسبت به کوره پایه کاهش‌یافته است و این نشان­دهنده یکنواختی دمای بهتر است. همچنین میزان بیشینه حرارت واکنش نقطه­ای در کوره نسبت به کوره پایه 63% رشد داشته و نشان­دهنده پتانسیل بالاتر کوره در عملیات حرارتی است. امکان تعمیم نتایج این پژوهش به کوره­های صنعتی گاز طبیعی وجود دارد.

تازه های تحقیق

در پژوهش حاضر، اثر تغییر آرایش ورودی­های سوخت و هوا و خصوصاً فاصله­ی میان این ورودی­ها در یک کوره‌ی بدون شعله بررسی شد و نتایج شبیه‌سازی‌های انجام شده برای شش طرح‌ پیشنهادی ورودی سوخت و هوا مورد بررسی قرار گرفت.  این مطالعه بر روی کوره­ای برگرفته از کوره دالی که یک کوره در مقیاس آزمایشگاهی است، انجام شده است. کوره دالی یک کوره مرجع است و معمولاً به‌عنوان کوره مبنا در احتراق بدون شعله در نظر گرفته می­شود و طراحی­ها می­توانند با تغییر روی کوره مبنا اعمال شوند. نتایج به‌دست‌آمده به شرح زیر است:

·         نتایج نشان داد که میزان بیشینه ضریب بازچرخانی داخلی نسبت به کوره اولیه توسط دالی و همکاران [11] در تمامی هندسه­ها بیشتر از 5/2 برابر می‌شود. همچنین مشاهده می­شود با تغییر فاصله­ی میان ورودی‌ها و کاهش قطرشان، میزان ضریب بازچرخانی داخلی در مقطع 400 میلی‌متری، در مقایسه با بیشترین ضریب بازچرخانی محمدزاده، به میزان 1/2 برابر رشد داشته است. همچنین میزان بیشینه ضریب بازچرخانی در این مطالعه، نسبت به پژوهش التجایی و همکاران، 9% رشد داشته است. این افزایش در نتیجه بزرگ­تر شدن طول گردابه پایینی و دربرگرفته شدن فضای بزرگتری از کوره و کاهش فضای مرده است. همچنین با کاهش قطر ورودی شاهد افزایش تکانه ورودی سوخت و هوا هستیم. همچنین در حالت ضربدر، شاهد ضریب بازچرخانی بیشتری نسبت به فاصله­های مشابه در آرایش بعلاوه هستیم که عامل این موضوع اختلاط بهتر سوخت و هوا و رسیدن مخلوط سوخت و هوا به کناره­های هندسه­ی مستطیلی است [23،22].

·         مقدار بیشینه­ی دما در هندسه­ی شماره­ی 1 و 4، از باقی حالات کمتر است. در حالت ضربدر، با کاهش فاصله­ی میان ورودی سوخت و هوا از 20 میلی‌متر به 12 میلی‌متر، میزان بیشینه دمای کوره از 1822 تا 1707 کلوین کاهش‌یافته است. در حالت آرایش بعلاوه نیز با کاهش فاصله­ی بین ورودی سوخت و هوا از 28 به 20 و از 20 به 12 میلی‌متر، مقدار بیشینه دما از 1822 ابتدا به 1745 و بعد به 1726 کلوین کاهش یافته است. همچنین در هر دو حالت آرایش بعلاوه و ضربدر، با افزایش فاصله ورودی سوخت و هوا، اختلاف دمای بیشینه و دمای میانگین کوره افزایش یافته و توزیع دما ناهمگن­تر شده است. عامل این موضوع، بالاتر بودن ضریب بازچرخانی­ داخلی در تمامی نقاط کوره و همچنین بزرگ­تر بودن طول گردابه­های پایینی و در برگرفتن فضای بیشتری از کوره در حالتی که دو ورودی به هم نزدیک‌تر هستند.

·         با تحلیل توزیع گرمای واکنش درون کوره، معین شد که با افزایش میزان فاصله­ی میان ورودی­های سوخت و هوا، واکنش‌ها زودتر رخ داده و مانع از رسیدن واکنش‌های احتراقی به انتهای کوره می‌شود؛ که میزان و پخش حرارت آزاد شده نشان­دهنده­ی این موضوع است. میزان حرارت آزاد شده در حالتی که فاصله­ی میان ورودی سوخت و هوا حداقل است، مقدار بیشینه­ای دارد و این موضوع نمایانگر پتانسیل بالاتر این هندسه‌ها برای تولید حرارت هستند. همچنین مقدار انحراف از معیار حرارت آزاد شده در هندسه­های پیشنهادی نشان می­دهد که در هندسه­ی شماره 4، حرارت به­صورت یکنواخت­تری نسبت به باقی هندسه­ها در حجم کوره آزاد می­شود.

·         میزان تولید آلاینده CO و گاز گلخانه‌ای CO2 در تمامی هندسه‌های پیشنهادی تقریباً مقدار ثابتی است. مکانیزم حرارتی نیز اثر بسیاری روی تولید آلاینده  دارد. طوری که با کاهش بیشینه دما از 1822 به 1707 کلوین، میزان تولید ناکس از 83/9 به 14/2 رسیده است و بهبود یافته است.

·         در مجموع، هندسه شماره 4 به­علت فاصله­ی کم میان دمای بیشینه و دمای میانگین و پایین­تر بودن میزان آلاینده تولیدی نسبت به چهار هندسه دیگر، یکنواختی آزادسازی حرارت بهتر و بالاتر بودن میانگین دما نسبت به هندسه شماره 1، به‌عنوان هندسه­ی جدید پیشنهادی برای کوره­ی مورد مطالعه انتخاب می­شود.

·         وجود شی مصرف کننده در کوره، می­تواند رژیم کلی جریان را در کوره، تغییر دهد. نتایج حاصله در این مطالعه می­تواند به انتخاب موقعیت مناسب برای قرارگیری مصرف­کننده منجر شود. با قرار دادن مصرف کننده در کوره، انتقال حرارت قطعه مورد بررسی قرار گیرد. میدان جریان در شکل‌گیری رژیم احتراق بدون شعله و دمای بیشینه و میانگین در کوره، نقش مهمی دارد.

کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

Investigating the effect of arrangements of air and fuel inlets on the performance of flameless combustion furnace

نویسندگان English

Hamed Jafari 1
Mohammad Zabetian Targhi 2
1 Department of Mechanical Engineering, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
2 Department of Mechanical Engineering, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
چکیده English

The purpose of this study is to investigate the conditions governing a flameless combustion furnace with natural gas fuel. In this article, by changing the arrangement and distances of the four symmetrical air inlets from the central fuel inlet, The concept of eddy dissipation model with coefficient correction has been used to model combustion with reduced chemical kinetics DRM22. Two symmetrical cross arrangements "X" and "+" configuration, were determined to minimize the dead space in the furnace for air inlets. Lower limit of the air and fuel inlet distance was assumed to be 12 mm and the upper limit of this distance was 36 mm in the simulation. Most of all, by examining the combustion parameters, the proposed geometry was selected for the construction of the furnace. The recirculation factor (Kv) has been increased by 2.6 times compared to the base furnace. Also, the maximum temperature has decreased by 5% and the difference between the maximum and average temperature by 77 Kelvin compared to the basic furnace, and this indicates better temperature uniformity. Also, the maximum heat of reaction of specified point in the furnace has increased by 63% compared to the base furnace and indicates the higher potential of the furnace in heat treatment. It is possible to extend results of this research to natural gas industrial furnaces.

کلیدواژه‌ها English

Flameless combustion
inlet configuration
temperature distribution
X and + configuration

احتراق بدون شعله یک فناوری جدید است که اساس آن افزایش نرخ بازچرخشی (داخلی یا خارجی) گازهای داغ احتراقی با دمایی بالاتر دمای خود اشتعالی مخلوط سوخت است که موجب کاهش غلظت اکسیژن در ناحیه­های واکنشی و انتشار شعله و نواحی واکنشی در فضای کوره می‌شود. در نتیجه احتراق بدون شعله باعث کاهش دمای بیشینه، افزایش دمای میانگین، کاهش اختلاف دمای بیشینه و کمینه در نواحی واکنشی، کاهش آلاینده‌های محیط­زیستی مانند اکسید نیتروژن و مونوکسید کربن، کاهش مصرف سوخت و افزایش بهره‌وری اقتصادی می‌شود. این فناوری به‌صورت کاربردی به‌خصوص در صنایع فولاد و متالورژی‌ مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج استفاده از احتراق بدون شعله با استفاده از پیش‌گرمایش به‌وسیله‌ی بازیاب حرارتی[1] بیان کرده است که بازده تا بیش از 30 درصد قابل افزایش بوده و به‌طور هم‌زمان آلایندگی اکسید نیتروژن  تا 70 درصد قابل کاهش است [1]. فناوری بدون شعله دارای ویژگی‌های مهم دیگری نیز است که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره شده است. در این نوع احتراق فضایی را که سوخت در آن اکسید می‌شود، بیشتر توسط گازهای بی‌اثر اشغال شده و مقدار اکسیژن موجود در این فضا، حدود 3 تا 5 درصد است [2]. دمای هوای ورودی تا بالاتر از 900 کلوین پیشگرم می­شود و تا 1600 کلوین هم گزارش شده است. توزیع دما در محفظه‌ی احتراق تقریباً همگن است، پس مقدار تنش حرارتی[2] پایین است. در این فناوری، انتقال حرارت تشعشعی همگن است و انعطاف‌پذیری نسبت به سوخت مصرفی با توجه به عدم وجود شعله و به دنبال آن عدم مشکل پایداری شعله، از خصوصیات بسیار مهم این فناوری به حساب می­آید [3].

در ادامه به مطالعه پژوهش­های پراهمیت در احتراق بدون شعله پرداخته می­شود. کریشنامورتی و همکاران [4]، بر روی کوره‌ای استوانه­ای شکل با طول 5/4 متر و قطر 5/1 متر که با رژیم احتراقی سوخت-اکسیژن[3] کار و توان 26 کیلووات بر متر مکعب ایجاد می­کند کار کردند. چند آرایش متفاوت برای ورودی نازل­ها در نظر گرفته شد. در احتراق با رژیم شعله­دار، در قسمت مرکز مشعل، درصد مولی گونه‌های کربن مونوکسید و هیدروژن بیشتر از حالت بدون شعله است و همچنین میزان گاز‌های سوخته نشده اتان و پروپان در دو حالت مساوی است. مصرف سوخت در حالت رژیم احتراق بدون شعله به آرامی انجام می­شود و تا حدود شعاع 02/0 میلی‌متر حضور دارد، درحالی‌که در رژیم احتراق شعله­دار، سوخت تا شعاع 01/0 میلی‌متر وجود دارد و این به یکنواخت‌تر شدن احتراق و شعله در حالت رژیم احتراق بدون شعله کمک می­کند. همچنین حضور گونه دی‌اکسید کربن در قسمت مرکز مشعل که از محصولات احتراق است، نشان­دهنده این است که در حالت بدون شعله بازچرخانی گاز سوخته به‌خوبی انجام می­شود. لی و همکاران[5] در سال ۲۰۱۷ به تحلیل عددی اثر چیدمان نازل و سرعت ورودی سوخت و هوا و نسبت سوخت به هوا (اکسنده) در ایجاد رژیم احتراق بدون شعله در یک مخزن اکسایش جزئی غیر کاتالیستی گاز متان پرداختند. پیکربندی برای دو حالت نفوذی معکوس[4] و معمولی[5]  که در هر دو حالت، سوخت و اکسیژن به‌صورت پیش­گرم نشده و در دما و فشار اتاق تزریق می­شود. شعله در مدل چینش معمولی کاملاً مرئی و واضح است. این شعله قابل مشاهده به خاطر اکسیژن و گاز سوخته با دمای بالا به وجود می­آید، اما هنگامی که آرایش از چینش معمولی به چینش معکوس تغییر می­کند، شعله غیرقابل مشاهده می­شود. توزیع یکنواخت دما در تمام نواحی محفظه احتراق در حالت چینش معکوس قابل‌مشاهده است، متان به­ازای چینش معمولی، در قسمتی باریک از احتراق سریعاً مصرف می­شود ولی به ازای چینش معکوس، متان در ناحیه بزرگ­تری از محیط محفظه احتراق به مصرف می­رسد و درنتیجه واکنش­های احتراق در ناحیه­ی بزرگ­تری اتفاق می­افتد.

یکنواختی شعله و پارامترهای مهم احتراق در عملکرد کوره تأثیرگذار می­باشند. ژو و همکارانش [6]  به تحلیل ورودی مشعل برای رسیدن به رژیم احتراق بدون شعله پرداختند. ساختار ورودی مشعل در حالت رژیم احتراق شعله­دار، دارای یک جسم صلب بعد از ورودی سوخت و هوا است و باعث اختلاط دیرتر می­شود ولی در حالت رژیم احتراق بدون شعله، اختلاط سریع‌تر انجام می­شود. ساختار شعله پیش‌بینی‌شده در حالت با شعله، به لبه مشعل تو خالی متصل شده و با پیشرفت محدوده احتراق در پایین‌دست، پهنای شعاعی آن به محدوده وسیع‌تری را در بر می‌گیرد. اما در حالت احتراق بدون شعله، رادیکال OH در ناحیه وسیع­تری پخش شده است و غلظت پایین‌تری از OH در مجاورت خروجی مشعل وجود دارد و این به معنی این است که شعله با یکنواختی بیشتری پخش می­شود. خلیل و گوپتا [7]  به بررسی تأثیر پیکربندی‌های متفاوت جایگیری ورودی سوخت و خروجی محصولات احتراق در یک محفظه احتراق طراحی شده برای توربین گازی را بر کارکرد رژیم احتراق بدون ‌شعله‌ی به وجود آمده آزمایشگاهی برای سوخت متان پرداختند. آن­ها نتیجه گرفتند در چینشی که اختلاط میان سوخت و محصولات احتراقی در آن افزایش یافته بود، شدت گونه رادیکالی هیدروکسیل افزایش می­یابد و ناحیه توزیع آن وسیع‌تر می­شود. بعلاوه کاهش نسبت هم­ارزی موجب کم شدن شدت گونه رادیکالی می­شود. در سال2021 تو و همکاران[8]، به روش­های عددی و تجربی ویژگی‌های رژیم احتراق بدون شعله در سوخت‌های هیدروکربنی را بررسی کردند. به‌صورت ویژه، C3H8 به‌عنوان سوخت سنگین­تر برای پژوهش انتخاب شد. مطالعه در یک کوره مقیاس آزمایشگاهی تحت دو حالت رژیم احتراق با شعله و بدون شعله، انجام شده است. دو مدل پیکربندی متفاوت برای ورودی سوخت و هوا منظور شده است. چینش اول، ورودی هوا قطر بزرگ­تر و فاصله بیشتری از ورودی سوخت دارا است که با یک دیواره تا سر کوره از هم جدا می­شوند. در مسیر ورود جریان هوا به کوره، مانعی وجود دارد. در چینش بعدی، ورودی هوا قطر و فاصله کمتری از ورودی سوخت دارد و سوخت و هوا در داخل خود مشعل با هم مخلوط شده و از مجرایی وارد محفظه کوره می‌شوند. در احتراقی که ورودی سوخت و هوا نزدیک یکدیگر هستند، رژیم احتراق بدون شعله مشاهده می­شود.

                 با توجه به مطالعات پیشین، با در نظر گرفتن اهمیت توزیع یکنواخت دما و در نتیجه افزایش بازدهی حرارتی در کوره عملیات حرارتی، در این پژوهش به بررسی رژیم احتراق بدون شعله با تغییر دادن آرایش ورودی‌های هوا پرداختیم. آرایش ورودی­ها تأثیر زیادی روی رژیم احتراقی و پارامترهای پراهمیت در کوره­های احتراق بدون شعله دارند. بررسی مطالعات نشان داد، خلأ تحقیقاتی در زمینه‌ی بررسی تأثیر فاصله ورودی هوا از سوخت روی احتراق بدون شعله با گاز متان و همچنین عدم بررسی تأثیر چینش­ ورودی­ها روی پارامترهای احتراقی مهم شامل ضریب بازچرخانی، پراکندگی رادیکال OH و آلایندگی مونوکسید نیتروژن وجود دارد و فقط یک پژوهش روی کوره­ای غیر از کوره دالی و با سوخت پروپان به این موضوع پرداخته است. همچنین، هیچ‌گونه مطالعه‌ای در بررسی هندسه‌های سامانه کوره آزمایشگاهی احتراق بدون شعله با سوخت متان انجام نشده است؛ بنابراین، در پژوهش حاضر با بررسی تأثیر تغییر پیکربندی ورودی‌های هوا، خلأ تحقیقاتی در این زمینه برطرف خواهد شد.

 

معادلات حاکم، هندسه و روش حل عددی

برای پیش‌بینی احتراق بدون شعله در یک کوره آزمایشگاهی، نیاز به مدل‌سازی آشفتگی، احتراقی و انتقال حرارت تشعشعی است. پیش‌بینی دقیق آشفتگی جریان در مدل‌سازی احتراق بسیار مهم است، زیرا بر میدان جریان و آشفتگی-شیمی جریان تأثیر زیادی دارد. برای محاسبه آشفتگی جریان از مدل‌های دو معادله‌ای مثل k-ε و k-ω می­توان استفاده نمود. به دلیل این‌که مدل k-ω به حل مستقیم متغیرها در نزدیکی دیواره می‌پردازد، نیاز به شبکه ریزتر و سنگین‌تر در نزدیکی دیواره دارد [9،10]. مدل k-ε، تقریب نیمه تجربی مبتنی بر محاسبه­ی رابطه‌ی انتقال انرژی جنبشی آشفتگی و نرخ اضمحلال آن است. طبق پژوهش کریستو و دالی [11] مدل  k-εتحقق­پذیر، ضعف‌های مدل  k-ε استاندارد در شبیه­سازی جریان‌های دارای ناحیه‌ی بازچرخانی را حل می‌کند. همچنین آن­ها نشان دادند مدل  k-εاستاندارد با اصلاح ضریب  از 44/1 به 6/1 نسبت به مدل k-εتحقق­پذیر انطباق بسیار خوبی با نتایج آزمایش تجربی دارد و همچنین نسبت به k-ω هزینه محاسباتی بسیار کمتری دارد؛ در نتیجه برای مدل‌سازی آشفتگی جریان، مدل k-ε استاندارد اصلاح شده برگزیده شد.

به‌منظور مدل‌سازی نرخ اعمال واکنش و انتقال گونه‌ها، مدل‌های گوناگونی بیان شده ‌است. پژوهش­های عددی روی کوره‌های احتراق بدون شعله بیان­ کرده­اند که مدل احتراقی مفهوم اتلاف گردابه[6] توزیع دما و گونه‌ها را با دقت قابل قبولی پیش‌بینی می­کند [12،13]؛ چون می‌تواند برهمکنش اغتشاشی و واکنشی را برای سینتیک شیمیایی به کمک واکنش‌های جزئی مفصل منظور کند و سبب انطباق خوب نتایج شبیه­سازی شده با نتایج تجربی شود. در این مدل مفروض است که واکنش‌ها در نواحیِ اضمحلال انرژی آشفتگی اتفاق می­افتند [14]. پژوهش عددی مردانی [15] روی مشعل [7]JHC نیز مشخص کرد که با ثابت کردن ضریب CD1 و کم کردن ضریب CD2 باعث کاهش ثابت ضریب مقیاس زمانی واکنش( ) به 0893/0 و مقیاس کسر حجمی به عدد 1 شده که باعث بهبود نتایج شبیه‌سازی احتراقی از روش مدل مفهوم اتلاف گردابه در تعیین ارتفاع شعله، مقدار بیشینه‌ی دما و گونه‌ها می‌شود.  میزان کسر حجمی سلول محاسباتی است که داخل آن واکنش شیمیایی رخ می­دهد و مقیاس زمانی­ است که واکنش شیمیایی در آن انجام می­شود. با کم شدن ضرایب، نرخ انجام واکنش‌ها کم می­شود و در ناحیه‌ی وسیع­تری صورت می‌گیرد؛ در نتیجه، به احتراق بدون شعله نزدیک می‌شود. همان‌طور که در جدول1 مشاهده می­شود، دیهی و همکاران[16]، بر روی کوره اعتبارسنجی شده، مقدار‌های متفاوتی برای ضرایب  و  مورد تحلیل قرار دادند. آن­ها بیان کردند، مقدار 1357/0  و 0737/0‌  باعث افت مقدار ثابت مقیاس زمانی واکنش به 1567/0 و مقیاس کسر حجمی به 3161/1 شده تا برای این کوره با وسیع­تر شدن ناحیه‌ی انجام واکنش و کاهش حرارت آزاد شده، نتایج پیش­بینی بهبود یابد.

 

جدول1- ضرایب مدل احتراقی EDC استفاده در پژوهش مطابق مطالعه دی­هی و همکاران[16]

Table 1- The coefficients of the EDC combustion model in the study as study of D.He i et al[16].

mass fraction constant

residence time scale

Coefficient

 

 

Variable

2.1377      

0.4083

Default Value

1.3161

0.1567

Modified Value

 

سینتیک شیمیایی نقش پراهمیتی در حصول دما و گونه‌های شیمیایی در احتراق ایفا می­کند. سینتیک شیمیایی کاهش‌یافته‌ی DRM19 با 19 گونه و 84 واکنش، DRM22 با 22 گونه و 104 واکنش و سینتیک شیمیایی GRI3.0 با 53 گونه و 325 واکنش از سینتیک شیمیایی‌های معروف مورد استفاده در مدل­سازی احتراق بدون شعله می‌باشند. گلتی و همکاران[9] بیان کردند که میانگین خطای نسبی در پیش‌بینی دمای متوسط با استفاده از سینتیک شیمیایی DRM19 و GRI3.0 برابر بوده و کمتر از 5% در مقایسه با داده‌های تجربی است. سینتیک شیمیایی DRM22 با تقریب خوبی همه­ی واکنش‌های مربوط به اکسیداسیون گاز متان را در بر می‌گیرد. خصوصاً واکنش‌های مربوط به که برای اکسیداسیون متان پراهمیت است [10]. ‌در این پژوهش، در آغاز، با استفاده از سینتیک شیمیایی چهار مرحله‌ای جانز و لینستد[8] [17] احتراق مدل­سازی شد. این سینتیک شیمیایی دارای6 گونه‌ی ، ، ، ، و (بعلاوه  به‌عنوان گاز بی‌اثر) و 4 واکنش است. گونه‌های میانی پراهمیت شامل رادیکالOH* و مسیرهای اکسیداسیون متان را منظور نمی­کند. با دانش به هزینه‌های محاسباتی زیاد از حل با GRI3.0، پس از همگرایی حل سینتیک شیمیایی چهار مرحله‌ای، سینتیک شیمیایی کاهش‌یافته‌ی DRM22 جایگزین شد. این سینتیک شیمیایی نیز مسیرهای مربوط به تشکیل را منظور نمی­کند که با درصدی خطا می‌توان از طریق پس پردازش مقدار را پیش‌بینی کرد.

با توجه ‌به دمای بالای کوره‌ی احتراق بدون شعله و حضور محصولات احتراقی با ضریب جذب و نشر بالا مانند کربن دی‌اکسید و  بخار آب، احتیاج به مدل‌سازی انتقال حرارت تشعشعی نیز است. مدل‌های عددی متفاوتی برای این هدف وجود دارد. مدل P1 و مدل جهات گسسته پرکاربردترین مدل‌های تشعشعی هستند [18،19]. در مدل P1 معادله‌ی انتقال تشعشع به‌صورت یک رابطه­ی دیفیوژن است. چون فقط شامل حل یک معادله‌ی نفوذ است، مدل ساده و کم هزینه‌ای است. این مدل در محیط‌هایی با ضخامت نوری بالای 1 قابل استفاده است؛ در نتیجه، برای احتراقی که دارای ضخامت نوری کمتر از 1 است، دقت قابل قبولی ندارد. اما مدل DO در همه­ی محدوده‌های نوری قابل استفاده است. این مدل، معادله‌ی انتقال تشعشع را به مختصات کروی انتقال داده و محاسبه می‌کند [20]؛ درنتیجه به‌عنوان مدل‌سازی انتقال حرارت تشعشعی، مدل DO مورد استفاده قرار گرفت. میزان پرتو تشعشعی در مدل DO در مدل‌سازی سه‌بعدی از رابطه‌ی (1) به‌دست‌آمده که برای هر پرتو تشعشعی یک رابطه­ی انتقال حل می‌شود.  و  و N تعداد تقسیم­ها در جهات  و  و تعداد کل جهات در مختصات کروی می­باشند. در این پژوهش، مدل تشعشعی DO با چینش 8×3×3 انتخاب شد. این مقدار ابتدا 2×2×8، 3×3×8 و در آخر 4×4×8 در نظر گرفته شد. چینش اول با دوم حدود 40 درجه اختلاف دما داشت، اما چینش تشعشعی دوم و سوم اختلاف 11 درجه‌ای داشتند که مقدار قابل قبولی است. مقدار ضریب جذب ثابت در نظر گرفته نشد و از راه مجموع وزنی گازهای خاکستری به دست آورده شد [21].

 



[1] Heat regenerator

[2] Thermal stress

[3] Oxy-feul

[4] Inverse diffusion configuration

[5] Normal diffusion configuration

[6] EDC

[7] Jet in hot Co-flow

[8] Jones and Lindstedt

[1] P. Li, J.CH. Mi, B. B. Dally, F.F. Wang, L. Wang, Zh.H. Liu, Sh. Chen and C.G. Zheng “Progress and recent trend in MILD combustion,” Science China Technological Sciences, vol. 54, no. 2. Springer Science and Business Media LLC, pp. 255–269, Feb 2011.
[2] M. Mancini, P. Schwoppe, R. Weber, and S. Orsino, “On mathematical modelling of flameless combustion,” Combustion and Flame, vol. 150, no. 1–2. Elsevier BV, pp. 54–59, Jul 2007.
[3] A. Cavaliere and M. de Joannon, “Mild Combustion,” Progress in Energy and Combustion Science, vol. 30, no. 4. Elsevier BV, pp. 329–366, Jan 2004.
[4] N. Krishnamurthy, P. J. Paul, and W. Blasiak, “Studies on low-intensity oxy-fuel burner,” Proceedings of the Combustion Institute, vol. 32, no. 2. Elsevier BV, pp. 3139–3146, 2009.
[5] X. Li, Z. Dai, Q. Guo, Q. Liang, and F. Wang, “Experimental and numerical study of MILD combustion in a bench-scale natural gas partial oxidation gasifier,” Fuel, vol. 193. Elsevier BV, pp. 197–205, Apr 2017.
[6] S. Xu, Y. Tu, P. Huang, C. Luan, Z. Wang, B. Shi, H. Liu and Zh. Liu “Effects of wall temperature on methane MILD combustion and heat transfer behaviors with non-preheated air,” Applied Thermal Engineering, vol. 174. Elsevier BV, p. 115282, Jun 2020. 
[7]  A. E. E. Khalil and A. K. Gupta, “Swirling distributed combustion for clean energy conversion in gas turbine applications,” Applied Energy, vol. 88, no. 11. Elsevier BV, pp. 3685–3693, Nov 2011.
[8] Y. Tu, S. Xu, M. Xie, Z. Wang, and H. Liu, “Numerical simulation of propane MILD combustion in a lab-scale cylindrical furnace,” Fuel, vol. 290. Elsevier BV, p. 119858, Apr 2021.
[9] C. Galletti, A. Parente, M. Derudi, R. Rota, and L. Tognotti, “Numerical and experimental analysis of NO emissions from a lab-scale burner fed with hydrogen-enriched fuels and operating in MILD combustion,” International Journal of Hydrogen Energy, vol. 34, no. 19. Elsevier BV, pp. 8339–8351, Oct 2009.
[10] M. De Joannon, A. Saponaro, and A. Cavaliere, “Zero-dimensional analysis of diluted oxidation of methane in rich conditions,” Proceedings of the Combustion Institute, vol. 28, no. 2. Elsevier BV, pp. 1639–1646, Jan 2000
[11] B. B. Dally, A. N. Karpetis, and R. S. Barlow, “Structure of turbulent non-premixed jet flames in a diluted hot coflow,” Proceedings of the Combustion Institute, vol. 29, no. 1. Elsevier BV, pp. 1147–1154, Jan 2002.
[12] M. Ferrarotti, M. Fürst, E. Cresci, W. de Paepe, and A. Parente, “Key Modeling Aspects in the Simulation of a Quasi-industrial 20 kW Moderate or Intense Low-oxygen Dilution Combustion Chamber,” Energy & Fuels, vol. 32, no. 10. American Chemical Society (ACS), pp. 10228–10241, Oct 2018
[13] S. Pramanik and R. V. Ravikrishna, “Detached Eddy Simulation of syngas combustion in a reverse-flow configuration,” International Journal of Hydrogen Energy, vol. 45, no. 51. Elsevier BV, pp. 27846–27863, Oct 2020.
[14] I. R. GRAN and B. F. MAGNUSSEN, “A Numerical Study of a Bluff-Body Stabilized Diffusion Flame. Part 2. Influence of Combustion Modeling And Finite-Rate Chemistry,” Combustion Science and Technology, vol. 119, no. 1–6. Informa UK Limited, pp. 191–217, Oct 1996.
[15] A. Mardani, “Optimization of the Eddy Dissipation Concept (EDC) model for turbulence-chemistry interactions under hot diluted combustion of CH4/H2,” Fuel, vol. 191. Elsevier BV, pp. 114–129, Mar 2017
[16] D. He, Y. Yu, Y. Kuang, and C. Wang, “Analysis of Edc Constants for Predictions of Methane Mild Combustion,” Fuel, vol. 234, Part A. Elsevier BV, Sep 2022.
[17] W. P. Jones and R. P. Lindstedt, “Global reaction schemes for hydrocarbon combustion,” Combustion and Flame, vol. 73, no. 3. Elsevier BV, pp. 233–249, Sep 1988.
[18] G. D. Raithby and E. H. Chui, “A Finite-Volume Method for Predicting a Radiant Heat Transfer in Enclosures With Participating Media,” Journal of Heat Transfer, vol. 112, no. 2. ASME International, pp. 415–423, May  1990.
[19] R. Siegel, J. R. Howell, Thermal radiation heat transfer, Hemisphere Pub, Corp., Washing ton DC, 1992.
[20] M. F. Modest, S. Mazumder, Radiative heat transfer: Academic press, 2021.
[21] M. A. Rajhi, R. Ben-Mansour, M. A. Habib, M. A. Nemitallah, and K. Andersson, “Evaluation of gas radiation models in CFD modeling of oxy-combustion,” Energy Conversion and Management, vol. 81. Elsevier BV, pp. 83–97, May 2014.
[22] F. Mohammadzadeh Pormehr and M. Zabetian Targhi, “Deflector design to improve internal gas recirculation in a MILD combustion laboratory furnace,” Fuel, vol. 360. Elsevier BV, p. 130542, Mar 2024. 
[23] I. Eltejaei, M.Zabetian., , “Simulation and experimental investigation of flameless combustion with the aim of proper placement of fuel and air inlet”.May 2024.(in persian)
[24] S. Cao, C. Zou, Q. Han, Y. Liu, D. Wu, and C. Zheng, “Numerical and Experimental Studies of NO Formation Mechanisms under Methane Moderate or Intense Low-Oxygen Dilution (MILD) Combustion without Heated Air,” Energy & Feuls”, vol. 29, no. 3. American Chemical Society (ACS), pp. 1987–1996, Feb 2015.
[25]  P. Li, F. Wang, J. Mi, B. B. Dally, and Z. Mei, “MILD Combustion under Different Premixing Patterns and Characteristics of the Reaction Regime,” Energy & Feuls”, vol. 28, no. 3. American Chemical Society (ACS), pp. 2211–2226, Mar2014.
[26] A. Mohammadpour, K. Mazaheri, and A. Alipoor, “Reaction zone characteristics, thermal performance and NOx/N2O emissions analyses of ammonia MILD combustion,” International Journal of Hydrogen Energy, vol. 47, no. 48. Elsevier BV, pp. 21013–21031, Jun 2022.
[27] A. A. A. Abuelnuo r, M.A. Wahid, S. E. Hosseini, A. Saat, Kh. M. Saqr, H. H. Sait and M. Osman “Characteristics of biomass in flameless combustion: A review,” Renewable and Sustainable Energy Reviews, vol. 33. Elsevier BV, pp. 363–370, May 2014.
[28] J. Mi, F. Wang, P. Li, and B. B. Dally, “Modified Vitiation in a Moderate or Intense Low-Oxygen Dilution (MILD) Combustion Furnace,” Energy & Feuls”, vol. 26, no. 1. American Chemical Society (ACS), pp. 265–277, Oct2011.
[29] J. Lee, S. Jeon, and Y. Kim, “Multi-environment probability density function approach for turbulent CH4/H2 flames under the MILD combustion condition,” Combustion and Flame, vol. 162, no. 4. Elsevier BV, pp. 1464–1476, Apr 2015.